ناگهان آمد و زد، آمد و كُشت، آمد و برد!
او فقـط آمــده بود از دلِ ما رَد بشود ...

حامد بهاروند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 3:51  توسط سعید فردوس مکان  | 

با سلام

امیدوارم خوب باشید و ایام به کام

دوستان خوبم نخست این که پوزش می خوام برا این که رسما این مدت این وبلاگ تعطیل بوده 

اما دوم 

خانومی با اسم سهیلا یه کامنت گذاشته بودن با این مضمون که مطالب ناامید کننده گذاشتین برای جلب توجه در جواب این دوست خوبم باید بگم که اکثر این مطالب دل نوشته هایی از من هست که هر کدوم بدون مخاطب نوشته شده و باید به این نکته توجه کنید که هر ادمی باید قبل حرف زدن بیشتر فکر و توجه کند و ببیند که این مطالب برای کی بوده و کلا این وبلاگ خیلی دیر به دیر اپ میشه پس اگه به دنبال فالوور و جلب توجه بود پس بیشتر مطلب میگذاشت این صرفا جهت اطلاع بود ممنونم که بیشتر دقت میکنی و فراموش نکن کسی که می خواهد با ناراحتی و افسردگی توجه بخرد به جای توجه ترحم نصیبش خواهد شد .

اما سوم

اقا یا خانم راج کاپور که کامنت گذاشتی ما خوندیم و کلی خندیدیم اما بی احترامی به شخصیت خانواده من و گفتن حرف های بی محتوا فقط زمان بقیه رو میگیره بهت توصیه می کنم به جای تخریب و گفتن حرف های پوچ تلاش کنی چون با حرف پوچ نتیجه کار کسی تخریب نمی شه و فقط این خودتی که درجا میزنی

 

اما چهارم

از امشب روند کار وبلاگ تغییر خواهد کرد ولی همچنان محتوای این وبلاگ ادبی خواهد بود و سعی می کنم از چندتا از دوستان هنرمند و خوش قلمم هم استفاده کنم.

شما دوستان مطلبی دارید که فکر می کنید قشنگ و خالی از لطف نیست اشتراک گذاشتنش بفرستید تا  به اشتراک بگذاریم با نام خودتون.

قربون همتون مواظب خودتون باشید 

ارادتمند سعید فردوس 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 3:41  توسط سعید فردوس مکان  | 

سلام

ببخشید من خیلی دیر به دیر به روز میشه مطالبم

در حقیقت اونم به خاطر حجم بالای درس ها ست

ولی قول می دم از این هفته منظم به روز کنم

فقط یه نکته جالب!

یه سری اسامی خاص بدون این که حتی ادرس ایمیل بزارن نظر هایی می نویسن که یه بعضی اوقات جدی جدی فکر می کنم که اینجا وبلاگ من نیست . . .

برام جالبه که از احساساتی می نویسن که من فقط از خوندنشون حیرت میکنم.

دوستای خوبی که کامنت خسته میزاری خوب بابا شفاف بگو بدونیم چی میگی.

 

موفق باشید 

باسپاس

سعید فردوس

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 18:0  توسط سعید فردوس مکان  | 

بزرگی میگه

اشتباه اگه فکر کنی اون افرادی که بهت یه بار صدمه زدن بازم این کار رو نمی کنن

 

پس با خودمم لطفاااااااااااا دقت کنم

مرسی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ساعت 2:26  توسط سعید فردوس مکان  | 

اینجا در خانه یمن

پنجره ای نیست

جز تصویر خالی یک سیاهی

اینجا در خانه ی من

باغی نیست

جز علف های هرز پوشالی

اینجا در خانه ی من

مرگ مرا

صدا می زند

اینجا در خانه من

بعد از تو

قلم گرفتن تمام

تصویر ها را

و چه اتشی افروختن در اینجا

تا جانم را بسوزانند.....


سعید فردوس

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:19  توسط سعید فردوس مکان  | 

در خانه ای که منصوب به من بود

مرگ در زد

ولی

با من کار نداشت....


سعید فردوس

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:15  توسط سعید فردوس مکان  | 

دوستای خوبم سلام

ببخشید یه مدت طولانی نبودم

چرا که هم مشغول تهیه پادکست رادیویی بودم هم مشغول ساخت یه مجموعه مستد تصویری

از همه ی شما دوستای خوبم که حمایت می کنید ممنونم...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:13  توسط سعید فردوس مکان  | 

سلام خوبید؟

ببخشید یه مدت طولانی نبودم

ولی قراره به زودی یه کار جدید انجام بدم

   و این که . . .

       به زودی پادکستی رو راه اندازی می کنم به نام

                                     روزی روزگاری

   کلی هم برنامه های جالب براش ساختیم .

توی این کار هم ما رو حمایت کنید مرسی از لطف همه ی شما.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:44  توسط سعید فردوس مکان  | 

سلام خوبید؟

ببخشید یه مدت طولانی نبودم

ولی قراره به زودی یه کار جدید انجام بدم

   و این که . . .

       به زودی پادکستی رو راه اندازی می کنم به نام

                                     روزی روزگاری

   کلی هم برنامه های جالب براش ساختیم .

توی این کار هم ما رو حمایت کنید مرسی از لطف همه ی شما.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:44  توسط سعید فردوس مکان  | 

تفــــــم کـــــــــــــــــرد
به زمیــــــــن خوردم
بلند شــــدم
به راهــــــــی ناخواسته
ادامــــــــــــــه دادم
...

تفــــــم کـــــــــــــــــرد
به سطح جــاده انـداختم
بلند شــــدم
سر زانوهایم زخم شده بود
من به راهی ناخواسته
دعــــوت شـــــــده ام

تفــــــم کـــــــــــــــــرد
خدا را مــــی گویم
بـــــــرخوردش را
دوســــــــت نـــــدارم

سعیـد فـردوســـــــ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ساعت 19:15  توسط سعید فردوس مکان  |